آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

312

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

است . بهرحال « 1 » احتمال قوى ميرود ، كه شاهنشاه ايران اسيران رومى را در ناحيه گندىشاهپور و شوشتر مستقر كرده باشد . ايرانيان مهارت روميان را در فنون بسيار اهميت ميدادند و بلا شك هم سد و هم جسر بزرگ شوشتر عمل مهندسين رومى است « 2 » . شاهپور ، تفصيل غلبه خود را بر والريانوس در چند جا حجارى كرده است . تصوير عظيمى در نقش رستم از شاهپور ديده مىشود ، كه با اشارهء شاهانه ، امپراطور مغلوب را امان مىدهد . تفصيل آن تصوير از اينقرار است : شاهنشاه همواره فرا مىرسد . اسبش دست را برداشته است . بر فراز تاج كنگره‌دار شاه گوى منسوج سابق الذكر بقدرى بالا رفته ، كه مجبور شده‌اند در حاشيه سنگ براى جاى آن نيمدايرهء بتراشند . انتهاى ريش انبوه مجعد او در حلقهء فشرده شده است . گيسوى مجعد شاه در پشت سر نمايان است ؛ بر پشت او نوارهائى ، كه جزء لباس سلطنتى است ، با چين‌هاى متوازى نمودار است ؛ شاه نيم تنه تنگى پوشيده و شلوار او به روى ساق چين خورده است . شاه گردن‌بند و گوشوارى دارد و راست بر زين مرصع نشسته با دست چپ قبضه شمشير را گرفته و دست را بعلامت بخشايش بجانب والريانوس ، كه در مقابل وى زانو زده ، دراز كرده است . امپراطور هنوز تاج برگ غار بر سر دارد ، عباى رومى بر پشت او در اهتراز است و معلوم مىشود ، كه با كمال عجله شتافته است ، تا خود را بپاى شاهنشاه بيفكند . در كمال خشوع زانوى راست را خم كرده و زانوى چپ را بر زمين تكيه داده و هر دو دست را بسوى شاه دراز كرده و امان مىخواهد . در كنار او شخصى ايستاده ، كه او نيز لباس

--> ( 1 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 33 ، يادداشت 2 . ( 2 ) - ديولافوا ، صنايع قديم ايران ، ج 5 ، تصوير 12 و 13 . در باب روايات عاميانه مربوط ببناى بند شوشتر ر ك كلمان هوارد در انتشارات سيزدهمين كنگره مستشرقين ( هامبورگ 1902 ) ص 115 و بعد ،